تبلیغات
شعر و ادبیات رودان، هرمزگان و ایران

شعر و ادبیات رودان، هرمزگان و ایران
تقدیم به همه ی آنهایی که نفس میکشند با عشق؛ تا عشق 
قالب وبلاگ
نظرسنجی- لطفا شرکت کنید
نظر شما در مورد کتاب جلال صفایی پور "خودم نقطه اسمم را پاک می کنم" چیست؟





سلام خدمت دوست عزیزتر از جانم حالت چ طور است آب و هوای شرجی با

مزاجتان سرِدعواندارد انشااله که.

ما اینجا بهمان خیلی خوش می گذرد جایتان خالی ؛شب ها به اتفاق به

حسینیه سرحدی ها می رویم وران و سینه مرغ است که خودش را از میان

سفره به ما هویدا می سازد<البته این هویدا با هویدای ملعون نسبتی

 ندارد>باید متذکر شوم آمار شبهای پلو را از قبل می گیریم بعد خودمان را

قاطی همه آدمهایی می کنیم که اصلا نمی دانستند نذری و تبرکی در کار

است و آقا طلبیده شان سرسفره ..؟!

وگرنه ما راچه به تاسوعا و عاشورا..!

گرسنگی درد وحشتناکیست البته بعد از بی اعتقادی شاید هم قبلش؟

از شما چ خبر امیدوارم شما هم در حال طلبیده شدن جای ما را خالی کرده

 باشید ...حالا ک دنیا پر شده از عجایب و اهرام ثلاثه و باغهای معلق دارند زیر

 آفتاب نمک نشناس با حیرت مآ را نگاه می کنند ؛عجایب ِ داغان ِ خلقت ..!!!

 

اینروزها من ِ تکراری ؛واکنش  بیشتری به دورو برش نشان می دهدمخصوصا

شبها که برای خوردن استکانی چای و تی تابی تبرکی که (خدیجه) از زیر

 چادرش  یواشکی می گذارد تو دامنم به مسجد می روم ؛جلسات غیبت

 خوشبختانه هنوز پا برجاست سرک کشیدن که نه..با کله آمدن تو زندگی

خصوصی این و آن ؛خبر های داغ روز و.. آخر ِسر دستهایمان را می بریم بالا

 دعا می خوانیم برای فرج ِ آقا  بیاید زودتر جانمان را بگیرد..راستی از شب

اول عاشورا مردم تبرکی هایشان را تحویل مسجد می دهند زنها نگاهشان

را از انباری مسجد نمی گیرند قربانش بروم کَرَم ِ آقا امام حسین را این ده

 شب (حاجی غلام )تعیین می کند..

..چقدر موش دواندیم دنبال گربه های همسایه ..چقدر هر سال کمتر شدیم

  کوتاهتر ..رذل تر ..

:قبول باشه..آقا می کوبد بر فرق ِسرش ..یکی کباب می شود ؛ ده تا کباب

می زند..خوشبختانه

آنهایی که باید باشند نیستند تا ببینند آنهایی را ک نباید باشند...عذر

می خواهم از احوال پریشانم خاطر نازک شما را نیز مکدر ساختم

غرض ؛بیرون ریختن عقده ای بود که امشب بیخ تا بیخ گلویم را گرفته با

 زنجیر های عاشورایی اش می فشارد...

جان فرهاد اگر چه شیرین بود..عاقبت هم برای شیرین بود..

ز ه ر ا




طبقه بندی: داستان رودان، طنز، زهرا صامتی،
برچسب ها: داستان کوتاه، نامه،
[ دوشنبه 9 بهمن 1391 ] [ 08:43 ب.ظ ] [ سارا ش ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

شاید مقدمه


آمدیم در فضای شعر و ادبیات برای ادای دین به شاعران و نویسندگان این مرز و بوم باشد که هر کدام از این عزیزان دریایی وسیع باشند در تاریخ ادبیات ایران زمین...

به درد بخورها
بازدیدهای شما
حضور امروز : نفر
حضور دیروز : نفر
كل دیدنها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :