تبلیغات
شعر و ادبیات رودان، هرمزگان و ایران

شعر و ادبیات رودان، هرمزگان و ایران
تقدیم به همه ی آنهایی که نفس میکشند با عشق؛ تا عشق 
قالب وبلاگ
نظرسنجی- لطفا شرکت کنید
نظر شما در مورد کتاب جلال صفایی پور "خودم نقطه اسمم را پاک می کنم" چیست؟






زنده یاد قیصر امین پور


صبح یک روز سرد پائیزی - روزی از روز های اول سال

بچه ها در کلاس جنگل سبز - جمع بودند دور هم خوشحال

بچه ها غرق گفتگو بودند - بازهم در کلاس غوغا بود

هریکی برگ کوچکی در دست! - باز انگار زنگ انشاء بود

تا معلم ز گرد راه رسید - گفت با چهره ای پر از خنده

باز موضوع تازه ای داریم - آرزوی شما در آینده

شبنم از روی برگ گل برخواست - گفت میخواهم آفتاب شوم

ذره ذره به آسمان بروم - ابر باشم دوباره آب شوم

دانه آرام بر زمین غلتید - رفت و انشای کوچکش را خواند

گفت باغی بزرگ خواهم شد - تا ابد سبز سبز خواهم ماند

غنچه هم گفت گرچه دل تنگم - مثل لبخند باز خواهم شد

با نسیم بهار و بلبل باغ - گرم راز و نیاز خواهم شد

جوجه گنجشک گفت میخواهم - فارغ از سنگ بچه ها باشم

روی هر شاخه جیک جیک کنم - در دل آسمان رها باشم

جوجه کوچک پرستو گفت: - کاش با باد رهسپار شوم

تا افق های دور کوچ کنم - باز پیغمبر بهار شوم

جوجه های کبوتران گفتند: - کاش میشد کنار هم باشیم

توی گلدسته های یک گنبد - روز و شب زایر حرم باشیم

زنگ تفریح را که زنجره زد - باز هم در کلاس غوغا شد

هریک از بچه ها بسویی رفت - ومعلم دوباره تنها شد

با خودش زیر لب چنین میگفت: - آرزوهایتان چه رنگین است

کاش روزی به کام خود برسید! بچه ها آرزوی من اینست

 




طبقه بندی: مرحوم قیصر امین پور،
[ شنبه 11 آذر 1391 ] [ 01:57 ب.ظ ] [ سارا ش ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

شاید مقدمه


آمدیم در فضای شعر و ادبیات برای ادای دین به شاعران و نویسندگان این مرز و بوم باشد که هر کدام از این عزیزان دریایی وسیع باشند در تاریخ ادبیات ایران زمین...

به درد بخورها
بازدیدهای شما
حضور امروز : نفر
حضور دیروز : نفر
كل دیدنها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :