تبلیغات
شعر و ادبیات رودان، هرمزگان و ایران

شعر و ادبیات رودان، هرمزگان و ایران
تقدیم به همه ی آنهایی که نفس میکشند با عشق؛ تا عشق 
قالب وبلاگ
نظرسنجی- لطفا شرکت کنید
نظر شما در مورد کتاب جلال صفایی پور "خودم نقطه اسمم را پاک می کنم" چیست؟








مجموعه رباعی و دوبیتی حجت وطن دوست شاعر رودانی منشر شد

اسم کتاب: با چشم تو آهو به خودش آمده است

عرضه در نشریات و کتاب فروشی های شهر ستان رودان

پخش تلفنی:  09367368864



[ سه شنبه 23 اردیبهشت 1393 ] [ 02:35 ب.ظ ] [ صالح رودانی ]


نقدی بر کتاب شعر جلال صفایی پور؛ "خودم نقطه ی اسمم را پاک می کنم"

(نقد ندید!!!)

 

هر نقد و نظری باید براساس لمس و درک موضوع باشد و تا سوژه ای (چه انسان باشد چه شهر، کتاب و یا هر چیز دیگری) از نزدیک دیده نشود یا تحقیقات کافی در مورد آن صورت نگیرد، نمی توان آن را به بوته ی نقد گذاشت. ماجرای نوشته ی من و کتاب جلال صفایی پور اما از جنس ندیدن است! و بر اساس شنیده ها و حدس و گمان! اما به هر حال این هم شیوه ای جدید می شود در نوشتن نقد!

دوری من از رودان باعث شد هم دیر خبردار شوم و هم خود جلال و کتابش را نبینم. یکی از شبهایی که رودان بودم، پارچه نوشته ای نظرم را جلب کرد که اسم جلال صفایی پور رویش حک شده و انگار خبر از انتشار "اولین مجموعه شعر کوتاه هرمزگان" یعنی"خودم نقطه­ی اسمم را پاک می­کنم" می داد. همان موقع با جلال تلفنی صحبت کردم با موضوع تبریک و گذاشتن قراری بدون زمان و مکان دقیق! چون جلال اهواز بود و من هم باید یکی دو روز بعد برمیگشتم. روزهای بعد حضوری و تلفنی با برخی دوستان راجع به کتاب صحبتهایی کردیم که مجموع این نوشته حاصل آن گفت و گوها و تحلیل خودم با شناخت قبلی از جلال و شعرش است.

جدا از محتوای هر کتابی، همین که شخصی چنین جرات و جسارتی داشته باشد که حاصل تراوشات ذهنی و تفکرات منطقی خود را در قالب کتاب به جامعه ارائه و در معرض دید و نقد همگان قرار دهد، جای تقدیر دارد. در این سالها در رودان شاهد حضور و فعالیت شاعرانی در سنین مختلف بوده است که اتفاقا توان تولید شعر و متن داشته اند اما یا به این خودباوری نرسیدند و یا زیاد متواضع بودند که هیچ وقت سراغ انتشار متن ادبی یا شعر خود حتی در یک روزنامه هم نرفتند چه رسد به انتشار کتاب! پس از این زاویه جلال صفایی پور کار خیلی خوبی هم انجام داده و باید این حرکت را تحسین کرد.

بعضی وقتها خوانده شدن یک کتاب بستگی دارد به ناشر آن و هر چه موضوع تخصصی تر باشد اهمیت بیشتری هم پیدا می کند. از این لحاظ "خودم نقطه­ی اسمم را پاک می­کنم" در وضعیت مطلوبی است و فصل پنجم که از انتشارات تخصصی حوزه ی شعر در سطح کشور است، کمک زیادی به دیده و خوانده شدن کتاب صفایی پور خواهد کرد.

بسیاری از نویسندگان و شاعران به دنبال مقدمه نویس مشهور و معتبری هستند برای کتابشان؛ ان هم با کلی منت و خواهش! معمولا مقدمه نوشتن برای کتاب با مولف مشهور کار سختی نیست و اتفاقا مورد علاقه است اما نوشتن مقدمه برای کتابی با نویسنده یا شاعر گمنام که اتفاقا کار اولش هم باشد ریسک است و اگر استقبال نشود احتمالا باعث ملامت مقدمه نویس هم خواهد شد. پس باید محتوای کتاب ارزش این ریسک را داشته باشد. اتفاقا از این مزیت نیز کتاب صفایی پور کم ندارد و حمیدرضا شکارسری که برای اهالی شعر کاملا آشناست برایش مقدمه نوشته است.

نام کتاب هم از نظر من بسیار جلب توجه می کند؛ همین یک جمله ی "خودم نقطه­ی اسمم را پاک می­کنم" را به چند شکل می توان دید: اول اینکه یکی از اشعار کتاب باشد که سوژه و حرکت جالبی را در ذهن می آورد. دومین مورد این است که یاد شعر زیبای فاضل نظری (یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست/ از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند) افتادم که گویا جلال میخواهد "رحیم" شود و بعد از انتشار کتاب از حوزه ی شعر و ادب "رجیم" نشود. سوم و مهمتر پاک کردن نقطه ی اسم جلال است که "جلال" را "حلال" می کند و از دید من صفایی پور خواسته این گونه القا کند یا نشان دهد که آماده ی فدا شدن و فنا شدن در راه کشور، ادبیات، احساس و در یک کلام آماده ی فدا شدن در راه عشق است.

نکته ی جالب اینکه برخی دوستان که آنچنان از کتاب راضی نبودند، نام آن را بسیار جالب می دانستند.

از طرف دیگر، خود جلال صفایی پور و حسن شهرت در شهرستان و استان و این تازگی ها در کشور به واسطه ی فعالیت و حضور خوب در فضای مجازی عامل مهمی در تبلیغات مثبت و انتشار بیشتر آن در جای جای کشور است.

با همه ی این حرفها به اعتقاد من ای کاش گوشه ای از مقدمه که اولین کار صفایی پور هم بود، به معرفی شاعر و شهرش اختصاص پیدا می کرد. البته احتمالا جلال پاسخ دهد اینجا (کتاب) محل معرفی شعر است و آنها که می خواهند بیشتر او را بشناسند، سری به دنیای مجازی و سایتها و وبلاگهای شعر بزنند.

این چند مدت از جلال صفایی پور و دوستان اهل شعر و نزدیک به جلال و مخاطبین عام که کتاب را خوانده بودند خواستم بهترین شعر کتاب را انتخاب کنند و برایم بفرستند که نتایج جالبی داشت.

خود شاعر این دو شعر را فرستاد:
- چه سخت است/ زغال شدن برای کباب پرنده ای که روزی/ شاخه اش بودی!
- زیر دوش تو!/ زیر باران من/ این بود/ فاصله طبقاتی ما!

احسان نصرتی:
- با گلوله/ کمپوت گیلاس را باز می­کنم/ شاید یک نفر کمتر کشته شود
- قلب تو را/ به هر درختی پیوند میزنم/ انار می دهد...

یوسف قاسمی:
- خنجری در پشت/ خنجری در سینه/ خنجری در پهلو/ این گونه برای پرندگان شاخه ساختی...
- زنگ کدام خانه را/ زده ایم؟/ که هنوز میدویم؟

یک مخاطب:
- قلب تو را/ به هر درختی پیوند میزنم/ انار می دهد...
- خون جگر/ پدر من بود/ که یک عمر/ پای تنور نانوایی ایستاد/ و ما همه می نوشتیم/ بابا آب داد

 

منبع: وبلاگ شهر من رودان




طبقه بندی: شعر رودان، طنز، جلال صفایی پور، عبدالله قدسی،
برچسب ها: رودان، شعر روادن، جلال صفایی پور، کتاب شعر خودم نقطه اسمم را پاک میکنم، عبدالله قدسی،
[ شنبه 6 اردیبهشت 1393 ] [ 10:56 ب.ظ ] [ صالح رودانی ]

 دو فقره دوبیتی در راستای ارتفاع و طول و عرض برخی کلیپس های نسوان محترمه!

 

کلیپسیات!

 

قدش از پشت سر خیلی بلنده

به دل گفتم که ابروهاش کمنده

یهو چرخی زد و دیدم خدایا….

کلیپسه رو سرش یا کله قنده؟!

———–

قرار ِ ماه ِ مردادت قشنگه

همیشه در دلم یادت قشنگه

چرا مخفی شدی زیر کلیپست؟

عزیزم برج میلادت قشنگه!




طبقه بندی: شعر هرمزگان (منهای رودان)، طنز، راشد انصاری،
برچسب ها: دوبیتی، دوبیتی طنز، راشد انصاری،
[ دوشنبه 19 اسفند 1392 ] [ 08:25 ب.ظ ] [ صالح رودانی ]

پیش از آنی كه فروتر ببرد گردابم

باز هم ناجی همواره ی من دریابم

آسمانم شده از جذبه ی پرواز تهی

بال بیداری من باش در اوج خوابم

زندگی با همه ی خوبی و زیبایی ها

ترسم این است كه در خویش بگیرد قابم

تشنه ام - تشنه ی آن چشمه ی در سنگ هنوز

عاشقم ، عاشق آن ناشده های نابم

باز دریا و شب و من به تو می اندیشم

چه حسودانه ببین می نگرد مهتابم

دل به دریا زده ها خوبترم می فهمند

كاش موجی به سراب تو كند پرتابم


شاعر: امینه دریانورد





طبقه بندی: شعر هرمزگان (منهای رودان)،
برچسب ها: غزل، امینه دریانورد، شعر قشم،
[ شنبه 29 تیر 1392 ] [ 02:36 ب.ظ ] [ سارا ش ]

 

قدِ بالای تو را گردنه ها می فهمند

برق چشمان تو را روزنه ها می فهمند

معنی دور شدن را همگی حس کردند

حس چسبیدن من را کِنه ها می فهمند

تپش قلب تو را حدس نباید بزنم

دشت و صحرا و همه دامنه ها می فهمند

ریزش برگ فقط فصل خزان جاری نیست

 آن دم تیز تبر را تنه ها می فهمند

تو بیا قطع مکن رابطه ات را با من

حرف من را فقط این منگنه ها می فهمند

شاعر:  صفدر صالحی



طبقه بندی: شعر رودان،
برچسب ها: غزل، غزل عاشقانه، صفدر صالحی،
[ یکشنبه 9 تیر 1392 ] [ 07:32 ب.ظ ] [ صالح رودانی ]


زنبور ضعیفم ، بله آقا، شكننده

چشمان ِ عسل گون ِ شما خیره كننده

شیرین تر از آنی كه در اوصاف بگنجی

((ای طعم ِ لبت ، طعم ِ مربای ِ كُشنده))

آن تیله ی چشمان ِ تو آغشته به جنگل

دستان ِ تو از تیره ی ِ هر برگ ِ خزنده

بگذار در آغوش ِ تو آرام بگیرم

تا بال شوم ، بال شوم ، شكل ِ پرنده

در راه ِ رسیدن به تو من ، كوره ی ِ آتش

من را به رِهان از خطری زجر دهنده

مانند ِ تُرنجی كه از انگشت بُریدن

ای عشق ، هواخواه ِ تو چاقوی ِ بُرنده

شاعر: صدیقه اسلامی





طبقه بندی: شعر هرمزگان (منهای رودان)،
برچسب ها: غزل، صدیقه اسلامی،
[ یکشنبه 9 تیر 1392 ] [ 08:14 ق.ظ ] [ صالح رودانی ]


مُگُ و لُمبو به دلتنگیتِ گِستِ

اَ دَلگ گیش نارنگیتِ گِستِ

رجب روتِ و شعبون نیمه بودِ

همه دنیا به سَرکَنگیتِ گِستِ


شاعر: یوسف قاسمی




طبقه بندی: شعر رودان، طنز، یوسف قاسمی،
[ پنجشنبه 30 خرداد 1392 ] [ 03:43 ب.ظ ] [ سارا ش ]
نظرات

دنیا برایت کوچک و تاریک و سرد است

کوچیدنت را هیچ کس باور نکردَ ست

توپاک بودی ، مهربان ، پردرد ، معصوم

در ذهن یک زن ، بهترین تصویر مرد است

مردی که می خندید با سنگینی درد

حالا نبودش ذهن را تسخیر کرد َست

هر شب کنارش می نشینی ، حرف ، خنده

هر صبح با بود و نبودت در نبرد است

این انعکاس لحظه های آخرت را

گویی درون ذهن خود تصویر کردَ ست

دریا به دستش بند دارد در جنون است

حتّا بهار از ماجرا غمگین و زرد است

هر شب تو را می دید در تابوتی از گُل

باد خزان با چهره ی این گُل چه کردَ ست

ساکت نشسته ، خیره در تو ، خسته ، فهمید

دنیا برایت کوچک و تاریک و سرد است 

 

شاعر:  زهرا مریدی




طبقه بندی: شعر رودان،
برچسب ها: زهرا مریدی، شعر رودخانه، غزل،
[ یکشنبه 26 خرداد 1392 ] [ 12:44 ق.ظ ] [ سارا ش ]

عبدالحسین فاضلی معزآباد
کاندیدای چهارمین دوره انتخابات شورای اسلامی شهر رودان




زندگینامه:

متولد مهر 1343  در رودان

تحصیلات: لیسانس مدیریت

ورود به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال 62

 

سوابق علمی :

* دانشجوی نمونه در دوران تحصیل به واسطه فعالیت­های تحقیقاتی و پژوهشی

* تحقیق و بررسی در خصوص اثبات حقوق ایران بر جزایر سه­گانه و دفاع از نام خلیج فارس در برابر نام­های جعلی دیگر

* تحقیق درخصوص زیرساخت­های اقتصادی و غیرنظامی استان از جمله آب، راه، سد، پل، پالایشگاه، مخابرات جهت بررسی میزان ماندگاری در شرایط بحران

* ارائه ده­ها مقاله علمی در خصوص مدیریت، خلاقیت و مدیریت اسلامی 

* دبیر کمیته استانی دو واحد درس دفاع مقدس در دانشگاه­های استان 

* ارائه طرح جهانی صلح به رئیس جمهور در سال 89 تحت عنوان "یک روز بدون جنگ"

* انجام پژوهش در خصوص بازار در اسلام

 

 سوابق و مسولیت­ها:

* جانشین معاونت فرهنگی و عملیات روانی نیروی دریایی سپاه پاسداران در سال­های 89 تا 90

 * موسس و مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش­های دفاع مقدس استان هرمزگان در سال­های 85 تا 89

* فعالیت در طرح­های مهندسی سپاه در سال­های 73 تا 77 (سواحل و جزیره های خلیج فارس)

* حضور در جبهه غرب،  کردستان، شهر بوکان (به عنوان ارزشیاب گردانهای عملیاتی) از سال 63 تا 64

* مسئول بخش مالی و طرح برنامه و بودجه سال­های 78 تا 85

* مجری طرح ساخت موزه دفاع مقدس استان هرمزگان



برچسب ها: عبدالحسین فاضلی، انتخابات، شورای شهر رودان، سوابق،
[ چهارشنبه 15 خرداد 1392 ] [ 04:44 ب.ظ ] [ صالح رودانی ]

در کوچه رازهای مرا جار می کشی

پای مرا به خانه ی تکرار می کشی

نام کدام دختر شهر است اینکه باز

با طرح قلب بر تن دیوار می کشی؟!

هر عصر توی کوچه ی مان راه میروی

از چشم های تیله ای ات  کار می کشی

مانند بچه های شرور ایستاده ای

از بین دختران محل یار می کشی

*

مردم برایشان همه چیز تو عادی است!

من حرص میخورم که  تو سیگار می کشی...

شاعر: ساجده جبارپور




طبقه بندی: شعر ایـــران (منهای هرمزگان)، ساجده جبارپور،
[ شنبه 4 خرداد 1392 ] [ 02:44 ب.ظ ] [ سارا ش ]

بیدارم اگر تو عشق خوابم نكنی
یك تكه یخم اگر كه آبم نكنی
من ملتهب و همه پریشان از تو
آتشكده ای ولی كبابم نكنی
شاعر: صدیقه اسلامی



طبقه بندی: شعر هرمزگان (منهای رودان)، طنز،
برچسب ها: رباعی، صدیقه اسلامی، عشق،
[ چهارشنبه 1 خرداد 1392 ] [ 10:52 ق.ظ ] [ صالح رودانی ]


وقـتی که ابـر بر تو ببارد نخاله را
جـدی بگیر مشـــکل و بحث زبـاله را

این خانه نیست، مدرسه و شهرِ موش هاست
ما داده ایم فرصت ِ این استحاله را

در ذهن برگ، آهن و سیمان زباله اند
آتش زدند جنگل ِ در هم مـچاله را

تـب کرده شهر در نفسِ گنــدِ جوی ها
دکــتر کجاست تا بنویسد رساله را؟!

دارد اسید می چکـد از پلک های شهر
تُف کــرده ابر بر سرِ عالم تُفاله را

گــل های شهر کاغذی و واژگونه اند
باران کجاست تا بدمد دشت ِ لاله را

قمری به دود می کند عادت، شنیده ام
دیگر نخواند نغمه ی پر کن پیاله را

با یــک نگاه گــرچه شدم متهم ولی
از ما گــرفت چشم تو حق الوکاله را

شاعر، زکاتِ شعر تو وقتی سرودن است
بایـد نوشـت مطلب و شعر و مقاله را

مالیدنی ست ماست به هر جا و هر چه هست
بایـد کشید یکسره انـواع ِ ماله را

گاهی کلام، کوه و تلی از زباله است
بر من ببخش بار ِ دگر این اِطاله را


شاعر: راشد انصاری





طبقه بندی: شعر هرمزگان (منهای رودان)، طنز، راشد انصاری،
برچسب ها: شعر طنز، خالو راشد، زباله، بندرعباس،
[ سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 ] [ 02:58 ب.ظ ] [ صالح رودانی ]

خیلی وقت ها فریاد را

و بعضی...
حالا دلتنگ از نبودنت
همیشه از گلایه ها
همیشه تر، از دوری ها
اما از این ها که رها شوی
سوژه های خوب زیادند
.
.
.
دیشب خواب تو را دیدم


شاعر: عبدالله قدسی




طبقه بندی: شعر رودان، عبدالله قدسی،
برچسب ها: شعر رودان، عبدالله قدسی، شعر سپید،
[ دوشنبه 30 اردیبهشت 1392 ] [ 11:27 ق.ظ ] [ سارا ش ]


باران و تگرگ، من خودم می ریزم

پاییزم و برگ، من خودم می ریزم

تو جام شراب را نگیر بالاتر

یک جا بتمرگ! من خودم می ریزم


شاعر: صفدر صالحی




طبقه بندی: شعر رودان، طنز،
برچسب ها: صفدر صالحی،
[ دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 ] [ 08:14 ق.ظ ] [ صالح رودانی ]

لیلی گفت: پایان قصه ام زیادی غم انگیز است، مرگ من مرگ مجنون پایان قصه ام را عوض میکنی؟

خدا گفت:پایان قصه ات اشک است ،اشک دریاست، دریا تشنگی ست و من تشنگی ام .آب و تشنگی. پایانی از این قشنگ تر بلدی؟!

(لیلی نام تمام دختران زمین است-عرفان نظرآهاری)



باز باران نشسته در چشمم ، باز آرایشم به هم خورده ست

طالعم مطلع پریشانی ست، سرنوشتم به غم رقم خورده ست


خنده هایم به بایگانی رفت ، بوسه هایم به بی نشانی رفت

تپش قلبم از غمی جاریست ، بر لبم مهر متّهم خورده ست


گاه آتش زدند و دود شدم ، گاه با ضربه ای کبود شدم

گوشوارم کشیده شد، تاریخ بر سر کشتنم قسم خورده ست


زهر در جام ، دشنه در سینی ، پشت هم اتفاق میچینی

زندگی! این کسی که میبینی ، از شراب امید کم خورده ست


پدرم با تفنگ می آید ، مادرم بغض تازه می زاید

می خزد درسکوت انباری، ناله ی دختری که سم خورده ست!


شاعر: ساجده جبارپور





طبقه بندی: شعر ایـــران (منهای هرمزگان)،
[ چهارشنبه 21 فروردین 1392 ] [ 09:49 ب.ظ ] [ صالح رودانی ]

اسامی برگزیدگان جایزه ادبی گُرُم

 

در بخش رباعی و دوبیتی

1-حجت وطن دوست از رودان

2- مهدی ناصریان از بندرعباس

3 مشترکاًصفدر صالحی و مرتضی نصیری

 

در بخش شعر کوتاه سپید

1 یعقوب سهوزاده از میناب

2 ابراهیم حسینی از بندرعباس

3- زهرا مریدی از رودخانه




طبقه بندی: شعر رودان، شعر هرمزگان (منهای رودان)، شعر ایـــران (منهای هرمزگان)، شعر (با زبان محلی)، طنز، خبر،
برچسب ها: شعر رودان، گرم، جایزه ادبی،
[ شنبه 10 فروردین 1392 ] [ 10:49 ق.ظ ] [ صالح رودانی ]

مـا نان و نمک خورده ی مولای مبینیم
تـا از دل و دیده اش فقط عشق بچینیم

عید اسـت خـدایـا بـرسـان ظهور آقـا
تـا ما همه با هم سر یک سفره بشینیم

 

                               (حجت وطن دوست)


طبقه بندی: شعر رودان،
[ دوشنبه 28 اسفند 1391 ] [ 07:17 ق.ظ ] [ سارا ش ]


مردی آمد اصفهان را برلب هرتار ریخت

ساز زد دیوانه شد جان در تنی بیمار ریخت


چشمهایش چلچراغ روشن شیراز بود

نوری از چشمانش آمد در دل هر غار ریخت


آهش آهویی شدو در جنگل جادو دوید

خواب شد کم کم به چشم دختری بیدار ریخت


خواست قلبش را شمالی تر کند باران گرفت

در سحرگاهش کمی از عطر شالیزار ریخت


تا اناری سرخ برهر شاخه سنگینی کند

از درختی برگهای قرمز گلنار ریخت


گل اناری گوشوار بین گیسوهاش شد

زر زری های طلا در گنجه ی اسرار ریخت



مرد رفت از "اصفهان" تا گوشه ی "عشاق" را...

از تن تارش دوپیمانه شراب انگار ریخت


مستیش از حد گذشت ودستهایش خسته شد

تار از دستانش افتاد و   دل دیوار   ریخت


شاعر: ساجده جبارپور-رشت





طبقه بندی: شعر ایـــران (منهای هرمزگان)،
[ دوشنبه 21 اسفند 1391 ] [ 07:20 ق.ظ ] [ صالح رودانی ]

گل، ساقه و چوب، مهر عشقم باشد
زیبایی خـوب مـهـر عشقـم بـاشـد

با رسم و رسوم عاشقت خواهم شد
 دریـای جنوب مـهـر عشقم بـاشـد


شاعر: حجت وطن دوست



طبقه بندی: شعر رودان،
[ سه شنبه 1 اسفند 1391 ] [ 08:52 ق.ظ ] [ سارا ش ]


انجمن  شعر رودان با همكاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار می كند:

جایزه ادبی (گُرُوم)  

محدوده برگزاری:استان هرمزگان

موضوع:آزاد

قالب(رباعی،دوبیتی،شعركوتاه،هایكو،طرح،كاریكلماتور) قالب های دیگر پذیرفته شده نیست

حداقل اثر:5  وحداكثر 8 اثر

(  آثار باید از جدیدترین سروده های شاعر باشد و در كتاب و نشریات و جشنواره ها.. شركت نكرده باشد )

شاعران می توانند آثار خود را در وبلاگ شاعران رودان به آدرس:

http://shaeranroudan.mihanblog.com  درقسمت نظرات به صورت خصوصی درج كنند. یا به آدرس ایمیل :goromroudan@yahoo.com ارسال كنند.

(نوشتن شماره تلفن ومحل سكونت الزامی است)

مهلت ارسال آثار:28 بهمن تا  20  اسفند ماه 1391

به 5 نفر از برگزیدگان هدایای نقدی  داده خواهد شد.

25 اسفند اسامی منتخبین اعلام می شود

شماره هماهنگی:09179463221 صفایی پور


گروم: نام کوهی است بلند و پر صلابت در شهرستان رودان؛ در واقع ˈگرومˈ نماد قدمت، ایستادگی، مقاومت وعظمت مردم رودان و بیانگر فرهنگ، آداب و سنن کهن،غنی،فاخر و بالنده آنان می باشد.






طبقه بندی: شعر رودان، شعر هرمزگان (منهای رودان)، شعر (با زبان محلی)، طنز، خبر،
برچسب ها: شعر رودان، کوه گروم، جایزه ادبی،
[ یکشنبه 29 بهمن 1391 ] [ 08:18 ق.ظ ] [ صالح رودانی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

شاید مقدمه


آمدیم در فضای شعر و ادبیات برای ادای دین به شاعران و نویسندگان این مرز و بوم باشد که هر کدام از این عزیزان دریایی وسیع باشند در تاریخ ادبیات ایران زمین...

به درد بخورها
بازدیدهای شما
حضور امروز : نفر
حضور دیروز : نفر
كل دیدنها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :